حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
186
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
سوره نجم 167 . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى « 1 » حسين گويد : كسى كه طائف را شناخت ، منزلتش بالا مىرود و قدرتش آشكار مىشود . بدن برايش فتنه مىشود . به برگزيدهاش محمد ( ص ) فرمود « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى » صفات را از او گرفت . او را در شواهد نورش انداخت . پس به آدم و غير آن به خاطر فنايش در او توجه نكرد . آنكه ازليّت را با منفعتش و آخرت را به توحيدش برگرداند . هر حدثى از صفاتش مرتفع شد و او را ديگرگون كرد . 168 . أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى « 2 » حسين گويد : اختيار طلب ربوبيت است و آرزوى خروج از عبوديت و علت كيفر بندگان از ناحيه خداوند پيروزى خواهشهايشان بر آنهاست . 169 . وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى « 3 » از حسين سؤال شد توحيد چيست ؟ گفت كه او معتقد است كه علت العلل همه موجودات است . به فرموده خداوند ؛ او اوّل است ، آن هنگامى كه معلولات نبودند . آغاز از اوست و پايان به اوست . خداوند فرمود ؛ پايان راه به اوست . همه معلولات از بين رفتند و علت العلل باقى ماند . سوره الرحمن 170 . الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ « 4 » حسين گويد : خداى رحمان قرآن را تعليم داد ، ارواح قرآن را بهطور شفاهى و با كلام تعليم داد . جانهايش را گرفت و تلقين وسائط او را تعليم داد .
--> ( 1 ) . نجم ، آيه 3 ؛ و سخن از روى هوى نمىگويد . ( 2 ) . همان ، آيه 24 ؛ آيا هرچه آدمى آرزو كند برايش حاصل است . ( 3 ) . همان ، آيه 42 ؛ و پايان راه همه ، پروردگار توست . ( 4 ) . رحمن ، آيه 201 ؛ خداى رحمان قرآن را تعليم داد .